با سلام دوستان از این به بعد آدرس این وبلاگ به صورت زیر تغییر یافت:
برای دانلود جدیدترین آهنگهای ایرانی و خارجی به این آدرس :
و برای آگاهی از مسائل متفرقه
مراجعه کنید..

![]()
به ياد داشته باش هر وقت دلتنگ شدي به آسمان نگاه کن
کسي هست که عاشقانه تو را مي نگرد و منتظر توست
اشکهاي تو را پاک مي کند و دستهايت را صميمانه مي فشارد.
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت و اگر باور داشته باشيمي بيني ستاره ها هم با تو حرف مي زنند
باور کن که با او هرگز تنها نيستي فقط کافيست عاشقانه به آسمان نگاه کني....
نمی دانم كه این عشق چگونه بر . . . . 
كویر خشك قلبم بارید كه دل بی خبرم عاشق شد 
و به عشقش می بالد . . .
نمی دانم می داند كه با دیدنش می رود از تن و جانم خستگی . . .
نمی دانم تا كی عاشق می ماند . . .
نمی دانم می داند بدون او بی قرارم ، هیچم ، پیچم . . .
نمی دانم می داند در انتظار فردای با او بودنم . . .
نمی دانم چگونه سر کنم لحظات بی او بودن را . . .
نمی دانم می داند كه هیچگاه عشق واقعی نمی میرد . . . 
نمی دانم می داند دوست ندارم در رویای كسی دیگر باشم . . . . 
وقتی تو رفتی ساقه های خاطراتم به تو شکسته شد
وقتی تو رفتی پنجره های قلبم رو به ماتم گشوده شد
وقتی تو رفتی زندگی هم رفت
وقتی زندگی رفت خاطره ها هم به دنبال تو رفتند
و اما اکنون که نيستی با چه کسی از دلتنگی ام بگويم
با چه کسی از غربت ، غريب جاده ها را طی کنم؟؟؟
اکنون در گوش چه کسی پيوندهای جاويد را زمزمه کنم
ای خوب ....همزاد هميشگی گل های بهاری .....
وقتی تو رفتی شدم برگ آويخته به درخت خزان عمر
بيا و نسيم آسا گذری کن تا به جنبش در آيد تن فرسوده من....

پرسيد که چرا دير کرده است ؟ نکند دل ديگري اورا اسير کرده است ؟ خنديدم و گفتم
او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تاخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده
است شايد موعد قرار تغيير کرده است خنديد به سادگيم آينه و گفت احساس پاک تو را
زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي.
گفت : خوابي سالها دير کرده است در ايينه به خود نگاه ميکنم آه عشق او عجيب مرا
پير کرده است راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است....
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
این در سرد لعنتی شاید که نخواد وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت می کشه
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم
چه تاريك و چه دلگيرم در اين شبهاي بعد از تو
به زخمي خو گرفتم ، زخم نا پيداي بعد از تو
منم با يك سبد آواز همراهي ، تو تنهايي
و من به حالا به فكرم ، فكر يك تنهاي بعد از تو
و شعرم شاخه تنگ قفسهاي من من شد
غزل ، اين يار ديرينه كه شد آواي بعد از تو
و چون رودي كه گم كرده خم دريايي خود را
نمي دانم چه بايد كرد ، فرداهاي بعد از تو
تو صبحي در شب يلداي من بودي ، ولي اينك
چه تاريك و چه دلگيرم در اين شبهاي بعد از تو

چه بگویم که صدایی از گلوی بغض گرفته شنیده نمی شود؟؟؟؟؟
چه نویسم که دستان لرزانم یارای قلم در دست گرفتن ندارند؟؟؟
چگونه از دل بگویم که چنان شکسته که گویی نیست
چشمانم ؟
هیچ نمی بینند هیچ ....
اگه بخوام برات بگم دلم پر از شکایته
غم تو سینه داشتن من واسه دلم یه عادته
اگه بخوام گریه کنم از ابرا بیشتر می بارم
از بازیهای سرنوشت از دست چشمات می نالم
اگه بخوام کاری کنم که باز تو پیش من بیای
دلم به من می گه که تو برنمی گردی نمیای
اگه بیای که زندگی غصه واسه دل نداره
با تو دل خسته من فصل خزونو نداره
به احترام بودنت فصل خزون تبار می شه
خونه پاییزی من برای تو بهار می شه
اومدن تو معجزه است پس می شه که یه روز بیای
می شه دوباره روزی تو این دل کهنه رو بخوای
بخاطر وجود تو دل به کسی من نمی دم
عاشقی رو خط می زنم از دل عاشق نمی گم
تا روزی که بخوای بیای همش می گم از انتظار
خدای مهربون من مسافر من رو بیار.........